• ورود/عضویت
سعید سهیلی با ساخت گشت ارشاد دو به طور جد ثابت کرد که هیچ تمایلی به بقا و ماندن در سینمای فعلی ندارد او که با ساخت گشت ارشاد یک توانست تا حدودی علیرغم ضعف در بحث محتوا به نوعی به بیان انتقاد های تند علیه وضع فعلی جامعه بپردازد دومین گشت هیچ ثمره مثبت و قابل توجهی برای این کارگردان سرشناس ندارد چرا که این فیلم در مقایسه با ورژن پیشین همچنان از ضعف جدی در فیلمنامه رنج میبرد بدین معنا که مخاطب در طول زمان نود و هشت دقیقه یک فیلم هیچگاه درگیر یک کمدی داستانی جذاب نمیگردد هر چه هست تکرار راه و روش کارگردانان سرشناسی همچون عطاران در عرصه کمدی و طنز میباشد
محمدحسین مهدویان پیش از این و در آثاری ازجمله «آخرین روزهای زمستان» و «ایستاده در غبار» به اندازه کافی هوش و ذکاوت هنری‌اش را اثبات و به‌عنوان یک کارگردان دغدغه‌مند جای پای خود را در میدان سینمای ایران محکم کرده است. اما ماجرای «ماجرای نیمروز» از هر نظر متفاوت و حاکی از آن است که تکنیک سینمایی هرچقدر هم که قوی و خلاقانه بنماید اگر در قالب ساختاری منظم مورد استفاده قرار نگیرد و فاقد پشتوانه منطقی باشد، نه‌‌تنها به خلق یک فرم هنری زیبا نمی‌انجامد، بلکه حتی می‌تواند به ضد خودش تبدیل شود و کارکردی مخرب پیدا کند.
برخلاف رویه برخی از مخاطبان حرفه‌ای سینما که انگار تحویل گرفتن یک فیلم کمدی سبُک و عامه‌پسند را کسر شأن خود می‌دانند، باید گفت که «خوب، بد، جلف» دقیقاً همان فیلم سَرِپا و شوخ و شنگی است که از کسی مثل پیمان قاسمخانی انتظار می‌رود. در جامعه‌ای که آدم‌ها، احزاب و گروه‌های مختلف اجتماعی فرصت کافی را برای حرف‌زدن و بازنمایاندن خود در اختیار ندارند و در نتیجه نمی‌توانند بپذیرند که فلان فیلمساز بیاید و با آن‌ها شوخی کند، زیر سؤال‌شان ببرد، ضعف‌هایشان را دست بیاندازد و تصویری کج و کوله از آنان به نمایش درآورد، قاسمخانی از صنف و مدیوم خودش شروع می‌کند.
  تبلیغات