• ورود/عضویت
«سکوت» درام معنوی مارتین اسکورسیزی در حالی که رقبای جدیش در جوایز اسکار از جمله «لالا لند»/ «سرزمین رؤیایی» و «چهره‌های پشت پرده»/ Hidden Figures همین طور با موفقیت تماشاگران را به سالن‌های سینما می‌کشانند، از برانگیختن کنجکاوی در گروه گسترده‌تری از مخاطبان بازمانده است.

 حتی با وجود حمایت تمام‌وکمال کمپانی «پارامونت»، فیلم حماسی مذهبی اسکورسیزی چندان پیشرفتی در جذب تماشاگران نداشته و به جمع پانزده فیلم برتر جدول فروش هم راه پیدا نکرده است. «سکوت» در چهارمین هفته‌ی نمایشش با ۷۴۷ سالن، به فروشی نزدیک به دو میلیون دلار رسید و فروش کل خود را به رقمی بیش از سه میلیون دلار رساند.

یکی از موضوع‌های جالب امسال و فصل جوایز این است که عموم تماشاگران، به‌خصوص سینماروهای سن‌وسال‌دار، در هفته‌های اخیر استقبال چشمگیری از فیلم‌های اکران محدود داشته‌اند. البته این موضوع درباره فیلم‌های اکران محدودی که این هفته روی پرده رفتند صدق نمی‌کند، در واقع همه‌ی پخش‌کننده‌های مهم از نمایش فیلم‌های جدید شانه خالی کرده‌اند تا سروصدا و تب‌وتاب فصل جوایز فروکش کند. از این رو، آثار تازه‌ی اکران به معنی واقعی کلمه فیلم‌های کوچک و جمع‌وجوری هستند و البته تراکم فیلم‌ها در نمایش به صورت «ویدئوهای درخواستی» هم دیگر پدیده‌ی این روزهاست که بیش‌تر مورد توجه صاحبان آثار کوچک‌تر قرار گرفته است. در این شرایط است که درامی درباره بحران اقتصادی یونان با عنوان «دنیای جدا» (۲۰۱۵) با نمایش در یک سالن به فروش قابل توجه چهارده هزار دلار دست پیدا می‌کند و باعث شگفتی می‌شود!

منبع: هنر و تجربه

تورج منصوری می‌گوید؛ همیشه در هر فیلمی که بوده بیشترین لذت را برده است اما ناتمام ماندن همکاری‌اش با علی حاتمی را تلخ‌ترین اتفاق دوران کاری خود می‌داند.

 

دست‌اندرکاران سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر به روال رسم چندساله‌ی این رویداد که در مراسم افتتاحیه از بزرگانی تقدیر می‌کنند، به تازگی اعلام کرده‌اند که امسال بزرگداشتی برای تورج منصوری که فیلمبرداری بسیاری از آثار شاخص سینمای ایران را از جمله «هامون»، «بانو»، «جنگ نفت‌کش‌ها»، «قارچ سمی»، «مهمان مامان»،‌ «سنتوری» و «آواز گنجشک‌ها» برعهده داشته است، به پاس یک عمر فعالیت سینمایی برپا می‌کنند.

تورج منصوری که اولین بار کار خود را با فیلم «جاده‌های سرد» مسعود جعفری جوزانی آغاز کرد و برای آن لوح زرین بهترین فیلمبرداری را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد،  از خاطرات تلخ و شیرین خود در طول این سال‌ها سخن گفت و ابراز تاسف کرد که جدیدترین فیلمش در همکاری با تهمینه میلانی به جشنواره راه پیدا نکرد.

«تختی» ناتمام علی حاتمی؛ حسرتی بر دل

فیلمبردار فیلم «محاکمه در خیابان» به بهانه همین بزرگداشت درباره‌ی ناخوشایندترین اتفاقی که در طول سال‌های کاری خود داشته است به ایسنا گفت: تلخ‌ترین چیزی که در این سال‌ها در سینمای ایران برایم رخ داد، ناتمام ماندن فیلم «تختی» به کارگردانی مرحوم علی حاتمی بود؛ فیلمی که با درگذشت ایشان ادامه پیدا نکرد و فکر می‌کنم تلخ‌تر از آن، دیگر اتفاقی نداشتم.

او افزود: این اتفاق به من خیلی سخت گذشت چون همیشه آرزو داشتم که بتوانم با علی حاتمی کار کنم. البته چند باری پیش آمده بود که این اتفاق بیفتد، اما به دلیل گرفتاری‌های من یا همزمان شدن کارها میسر نشد. با این حال در آخرین کار حرفه‌ای زندگی‌ علی حاتمی و در آخرین پلانی که فیلمبرداری کرد، کنارش بودم. یک دلیل دیگر سخت گذشتن این ماجرا هم بر من این بود که آن پروژه سینمایی کاری بود که خیلی دوست داشتم انجام دهم چون داشت به یک نتیجه درخشان می‌رسید و تجربه‌ای بود که دیگر تکرار شدنی نبود، به همین دلیل رفتن آقای حاتمی و فوت ایشان چیزی را برایم ناتمام گذاشت که سال‌ها بود به آن فکر می‌کردم.

فیلمبردار «بلندی‌های صفر» ادامه داد: شیرین‌ترین اتفاق هم تا به این لحظه تمام فیلم‌هایی است که در آن‌ها کار کرده‌ام، چون هیچ وقت طوری در یک فیلم حضور نداشتم که سهم من تافته‌ی جدا بافته از فیلم باشد. در واقع به عنوان کسی که فیلمبرداری یک فیلم را انجام می‌دادم، هیچگاه کارم از فیلم بیرون نزد. حتی اگر فیلم بد بود به کار من هم به همان اندازه دیده شد و اگر خوب بود به اندازه‌ی فیلم خوب بود، چون هر کاری که من انجام بدهم بر اساس فیلمنامه و در سطح آن انجام می‌شود، به همین دلیل حل شدن در ماجرا و پروژه‌ای که سر فیلمبرداری آن هستم، بزرگ‌ترین کِیف من از کارم در سینما بوده است.

پشت صحنه «آواز گنجشک‌ها»

تورج منصوری از مهرجویی تا ده‌نمکی

تورج منصوری در ادامه درباره‌ی همکاری با فیلمسازان مختلفی از داریوش مهرجویی گرفته تا مسعود ده‌نمکی گفت: من از تمام کارگردان‌هایی که با آن‌ها همکاری داشتم بدون استثناء چیزهایی یاد گرفتم، چون وقتی قبول می‌کنی فیلمی را بسازی و فردی را به عنوان کارگردان قبول می‌کنی، پس به نحوی از او چیزهایی یاد خواهی گرفت، حال ممکن است از یکی بیشتر یا از یکی دیگر کمتر باشد، اما بیشترین چیزی که در سینما یاد گرفتم از داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و مرحوم علی حاتمی بود که اصلا از او معجزاتی دیدم. ضمن اینکه از همکاری با مسعود جعفری جوزانی، مجید مجیدی، رسول ملاقلی‌پور و دیگر فیلمسازانی که با آن‌ها همکاری کردم، هم نکات زیادی را یاد گرفتم.

تورج منصوری در حال فیلمبرداری «هامون»

دوران احیای منصوری و مهرجویی

وی درباره اینکه برخی از فیلمسازانی که با آنها همکاری داشته است، در سال‌های گذشته به اندازه‌ی قبل درخشان نبوده‌اند، با یادآوری برخی از فیلم‌های خود ادامه داد: در فیلم «هامون» حال همه‌ی ما خوب بود و می‌دانستیم چه می‌کنیم. بلافاصله بعد از آن فیلم «بانو» کار شد که اگر امکان نمایش پیدا می‌کرد می‌توانست به همان اندازه بدرخشد و موفق باشد. سال‌ها گذشت تا «مهمان مامان» را با مهرجویی کار کردم. در آن دوران احساس می‌کنم، خودم احیا شدم و فکر می‌کنم برای داریوش هم همین‌طور بود چون فیلم نتیجه خوبی دارد.

کارگردان «دعوت» و «در مسیر تندباد» اضافه کرد:‌ سپس با کمی فاصله فیلم «سنتوری» را ساختیم که فکر می‌کنم پربیننده‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران به لحاظ تعداد دفعات دیده شدن باشد، آن هم در شرایطی که اکران عمومی نشد ولی نسخه‌های کپی آن بسیار دست به دست چرخید به طوری‌که وقتی یک بار برای فیلمبرداری یک فیلم سینمایی به یکی از مناطق دور شمال ایران رفته بودیم ساکنان روستایی را دیدم که آهنگ فیلم «سنتوری» را گوش می‌دادند و زمانی که با آن‌ها صحبت کردم، متوجه شدم همه‌ی‌ افراد بومی آن منطقه، فیلم را دیده‌ و آن را می‌شناختند.

منصوری با اشاره به فیلمسازی مهرجویی گفت: او کارگردانی است که خوب می‌داند چطور یک سنگ جواهر را بتراشد تا شیء با ارزشی به دست آورد. وقتی کار می‌کند مثل یک سفالگر می‌ماند که یک تکه گل را روی چرخ می‌چرخاند و در آخر اثری با ارزش تحویل می‌دهد.

تورج منصوری در پشت صحنه «آیینه‌های روبرو»

بازار مکاره‌ سینما

او بیان کرد: من همیشه استقبال می‌کنم تا دوباره شرایطی فراهم شود که فیلم‌هایی مثل «هامون»، «جاده‌های سرد»، «محاکمه در خیابان»، «جرم»، «مهمان مامان» یا «قارچ سمی» ساخته شود و من جزئی از آن‌ها باشم؛ حتی فیلمی مثل «بلندی‌های صفر» به کارگردانی حسینعلی لیالستانی را هم دوست دارم که اولین فیلمی بود که در جشنواره تخصصی لهستان برای فیلمبرداری کاندیدای دریافت جایزه شد. هرچند این فیلم می‌توانست به عنوان بهترین فیلم آن سال انتخاب شود اما سلیقه‌ها به هر حال متفاوت است.

وی با اشاره به بیش از 20 بار نامزدی خود برای دریافت جایزه اضافه کرد:‌ این حرف را از سر گلایه مطرح نمی‌کنم، چون معتقدم وقتی بین پنج نفر کاندیدا می‌شوی حتما جزو لایق‌ترین‌ها هستی و این خودش یک اعتبار و درخشش مجزایی دارد، اما فکر می‌کنم فیلمی مثل «بلندی‌های صفر» که جزو بهترین کارهای من بوده در هیچ جایی دیده نشد. شاید برای زمانی بود که سرِ سینما خیلی شلوغ بود، چون سینما مثل بازار مکاره‌ای می‌ماند که گاهی یک انفجار در آن رخ می‌دهد و بعد همه مثل هم می‌شوند و تنوع گرفته می‌شود.

پشت صحنه فیلم «ایستگاه»

آرزو برای پرده‌ نقره‌ای سینما

کارگردان‌های فیلم‌های «پل چوبی»، «آینه‌های روبرو»، «گشت ارشاد» و «ایران برگر» ادامه داد:‌ الان هم فکر می‌کنم، جوان‌گرایی لجام‌ گسیخته نمی‌تواند این درد را درمان کند، چون باید سالیان سال بگذرد که یکی از آن‌ها بدرخشد. با این حال نکته‌ی مهم این است که همه‌ی ما در این سال‌ها تلاش کردیم پرده‌ی نقره‌ای سینما در کشورمان نقره‌ای‌تر، پرنورتر، عظیم‌تر و جامع‌تر باشد و امیدوارم این پرده هیچگاه کوچک و کم‌رنگ نشود و درخشش‌اش آرام‌آرام به صحنه‌ی کوچک تلویزیون نرسد.

منصوری در پایان به فیلم جدیدش با نام «ملی و راه‌های نرفته‌اش» اشاره کرد و گفت:‌ امسال این فیلم می‌توانست به کارگردانی تهمینه میلانی در جشنواره فجر حضور داشته باشد، اما به دلیل موضوعی مورد اقبال قرار نگرفت و ممکن است حتی دلایل دیگری هم داشته باشد، اما متاسفم که این فیلم در جشنواره نیست و امیدوارم پس از آن بهتر دیده شود.

تورج منصوری در حال فیلمبرداری «مکس»

 

پشت صحنه «آواز گنجشک‌ها»

منبع: ایسنا

یک برنامه موسیقی خیریه با حضور برد پیت به عنوان مهمان و استینگ به عنوان مجری برگزار شد.

چهارمین جشن سالانه موسیقی که با حمایت «الکس اند آنی» با اجرای استینگ برگزار شد، کریس کورنل و زاک گالیفیاناکیس نیز شرکت داشتند.

در این برنامه که با حضور شماری از مهمانان درجه یک برگزار شد، برد پیت یکی از شاخص‌ترین چهره‌های حاضر بود. کورتنی کاکس، ایرون و تیلور جانسون، رمی ملیک، سیدنی کرافورد و هایدی کلاوم از دیگر مهمانان این جشن بودند.

در این برنامه موسیقایی که در خانه مارک گورویتس تهیه کننده و مدیر تولید فیلم‌های سینمایی برگزار شد، در کنار چهره‌های مهم موسیقی، ستاره برنامه یک پسر ۱۲ ساله به نام برندون جوزف بود که آوازخوانی او دیگران را به وجد آورد.

این در حالی بود که بسیاری از شرکت کنندگان در این برنامه فرزندان خود را نیز همراه آورده بودند.

حضور برد پیت پس از شرکت غافلگیرانه‌اش در گلدن گلوب، یک غافلکیری دیگر برای دوستداران این بازیگر پرطرفدار بود.

استینگ خواننده مشهور انگلیسی که در مراسم گلدن گلوب نیز حضور داشت تا جایزه موسیقی و ترانه را به برنده جوایز امسال اهدا کند (که در هر دو بخش فیلم «لالالند» برنده بود) پای ثابت برنامه‌های خیریه است.

از این که در این برنامه چقدر پول برای امور خیریه جمع شد، خبری منتشر نشد.


منبع: مهر

بهروز افخمی باز هم بی‌محابا به اصغر فرهادی حمله کرده است، کاری که پیش از این در قالب گفت‌وگو با رسانه‌ها و نقد فیلم «فروشنده» در برنامه «هفت» انجام داده بود و برای دومین بار در قالب یادداشتی که در یکی از روزنامه‌ها منتشر کرده آن را ادامه داده است. حمله‌هایی که هر بار بی منطق‌تر از گذشته می‌شوند. بهانه حمله این‌بار افخمی به فرهادی نامه‌ای است که این کارگردان درباره ماجرای جنجالی گورخواب‌ها به رئیس جمهور نوشت.

هر چند افخمی در سال‌های گذشته کمابیش نقد‌هایی به آثار اصغر فرهادی داشت اما به نظر می‌رسد از زمانی که سکاندار تهیه و اجرای برنامه «هفت» شد بی‌پرواتر و البته بی منطق‌تر از گذشته رو در روی این کارگردان قرار گرفته است. کارگردانی که در این سال‌ها جز در چند مورد محدود هیچ‌گاه به‌جز فیلم‌سازی وارد دیگر حاشیه‌های سینما نشده و به نظر می‌رسد افخمی، مردی که همیشه گفته حاشیه دوست دارد، شدیدا در پی این است که به هر وسیله‌ای شده فرهادی را به واکنش وادار کند.

شاید جدی‌ترین نقد افخمی به آثار فرهادی تا پیش از فیلم «فروشنده» زمانی بود که آخرین فیلم اش «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» اکران خود را  آغاز کرده بود. افخمی در گفت‌و‌گویی با روزنامه «وطن امروز» به بهانه مسئله «مهاجرت» که یکی از موتیف‌های مشترک فیلم او و فرهادی بود با تاکید بر اینکه فیلم فرهادی از نظر بیان رابطه بین زن و شوهر اصلی فیلم اثر شکست‌خورده‌ای محسوب می‌شود به نقد این فیلم پرداخت. او با اشاره به اینکه دو شخصیت نادر و سیمین دو آدم بی‌ارزش هستند که قرار است مخاطب نگرانشان شود ولی نمی‌شود گفته بود: «فیلمی مثل «جدایی نادر از سیمین» با جوسازی عملا نمایش خود را به یک عرض اندام سیاسی تبدیل کرد. به نظرم فیلم جدایی کمی بیشتر از آن که خوب بود تحویل گرفته شد. جریانات سیاسی در تحویل گرفته شدنش و اینکه برنده اسکار شد، دخیل بودند ولی مجموعا فیلم بدی نیست.»

اما گرفتن دو جایزه توسط فرهادی در «کن» آغاز حملات تند و تیز افخمی به فرهادی در سال جدید بود. او در اولین برنامه هفت که پس از اعلام جوایز کن 2016 روی آنتن برد با اینکه به فرهادی و شهاب حسینی برای این جایزه تبریک گفت و حتی اعلام کرد اصغر فرهادی با دریافت این جایزه شیرین کاشت و خودش را در بالاترین سطح فیلمسازی هنری دنیا تثبیت کرد اما در ادامه برنامه و در گزارشی مفصل جشنواره کن را جشنواره دگرباش‌ها خواند و بعد هم کلی در مذمت این جشنواره و بی اخلاق بود آن گفت. دست آخر هم دلیل جایزه گرفتن‌های فرهادی توسط کن را چنین عنوان کرد: «جشنواره‌ی کن هیچ دوست ندارد فیلمسازی را که پیش تر به وسیله‌ی آمریکایی‌ها کشف شده و اسکار گرفته تائید کند و جایزه بدهد... با این ژست و این قمپز خیلی برای کن زور داشت که فرهادی را بعد از اسکاری که از آمریکایی‌ها گرفته تحویل بگیرند و در واقع نظر آمریکایی‌ها را تائید کنند. البته فشاری که روی جشنواره ی کن به خاطر نادیده گرفتن فیلم قبلی فرهادی، یعنی «گذشته» وجود داشت، این قدر زیاد بود که نمی‌توانستند زیاد مقاومت کنند و مجبور شدند ژست و قمپز عاقل اندر سفیه خودشان را در مقابل آمریکایی‌ها فراموش کنند.»

با این حال جایزه گرفتن فرهادی پایان ماجرا نبود. نزدیک شدن اکران فیلم «فروشنده» فرصت خوبی بود که افخمی علاوه بر تلاش خودش این بار با استفاده از منتقد ضد فرهادی خود مسعود فراستی که ید طولایی در نقد‌های پر نیش و کنایه و زشت برای فیلم‌های فرهادی دارد حسابی از خجالت «فروشنده» درآید.  13 شهریور ماه «هفت» با اجرای افخمی به شکلی یک سویه و با ادبیات تند که برای آن از همراهی دو منتقد سود می‌برد، به نقد آخرین فیلم فرهادی پرداخت. آن‌هم در حالی که موضوع بحث «سینمای اجتماعی» بود و ناگهان با چرخش موضوع بحث قبلی فراموش شده و به نقد «فروشنده» کشیده شد. این نقد یکسویه باعث انتقادات تیز و تندی به برنامه هفت شد.

این انتقادات گویا افخمی را جری‌تر کرد، به همین دلیل او در برنامه بعدی هفت در 26 شهریور و دقیقا یک روز پیش از آنکه نماینده سینمای ایران به اسکار معرفی شود این بار یک تنه به نقد فیلم فروشنده پرداخت و حتی اعلام کرد تمام تلاشش را می‌کند که این فیلم به عنوان نماینده ایران به اسکار فرستاده نشود چون به اعتقاد او فیلم های خیلی قوی‌تری از «فروشنده» مستحق رفتن به اسکار هستند. او در آن برنامه با اشاره به اینکه «فروشنده» بدترین فیلم فرهادی تا به امروز است گفت این نظر بسیاری از تماشاگران و منتقدان جهان است که معتقدند فیلم فرهادی فیلمنامه بسیار سستی دارد و آن‌هایی که می‌خواهند به دلیل مسائل سیاسی جوی ایجاد کنند که این فیلم نقد نشود از لج آن‌ها نظرش را صریح‌تر در مورد این فیلم خواهد گفت!

افخمی هفته بعد هم باز به سراغ نقد «فروشنده» رفت اما این‌بار نقد فیلم با حضور مخالف همیشگی، مسعود فراستی و البته یک موافق یعنی شهاب اسفندیاری برگزار شد. در این میز نقد اسفندیاری با منطق و دلیل مخصوص به خود از فیلم دفاع کرد اما افخمی هر کجا که می‌دید فراستی در تنگنا افتاده به کمک او می‌رفت و باز ماجرا تبدیل می‌شد به دو مخالف و یک موافق. به این ترتیب افخمی در سه هفته متوالی به نقد فیلم «فروشنده» پرداخت که چنین اتفاقی بی سابقه بود.

اما متوسط هر سه روز یک میلیارد تومان فروش نشان می‌داد که به نظر مخاطب هیچ توجهی به این گونه نقد کردن‌های بی محابا ندارد و به این ترتیب «فروشنده» در مدت اکران خود تبدیل شد به پرمخاطب‌ترین فیلم اصغر فرهادی و البته پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران که البته این یکی عنوان احتمالا مدت زیادی برای فرهادی و فیلمش نخواهد ماند.

با این حال افخمی باز هم از انتقاد علیه فرهادی دست نکشید و این‌بار در قالب یادداشتی تند و تیز با تیتر «آقای فرهادی ما را احمق فرض کرده‌ای» که در «هفت صبح» چاپ شد باز هم به انتقاد از «فروشنده» پرداخت. او این‌بار فیلم را «بی‌ریخت و نافرم» دانست و در بخشی از نقد خود خطاب به فرهادی و نسبی گرا شدنش در خلق شخصیت‌ها و روایت موضوعات در فیلمش نوشت: «تماشاچی هم مثل داعش و حزب‌الله نسبی‌گرایی نمی‌فهمد و اتیکت ندارد و اگر داستان فیلم با عقل و منطق و صورت‌های مطلق و ازلی و ابدی داستان‌پردازی جفت و جور نباشد ممکن است سعی کند شما را پیدا کند و پول بلیت و خسارت وقت تلف شده‌اش را همراه با فحش و بد و بیراه از شما مطالبه کند.»

نکته جالب این یادداشت آن‌جایی است که افخمی از زبان مخاطبین فیلم هم با فرهادی حرف می‌زند:«نباید حوادث و موقعیت‌ها مصنوعی و چیده شده یا دستکاری شده باشند. نباید آدم‌های توی فیلم یا داستان طوری رفتار کنند و حرف بزنند که مخاطب عاقل و زیرک توی دلش بگوید: «اختیار دارید ولی بعید است!» یا عصبانی بشود و توی دلش بگوید: «آقای فرهادی ما را احمق فرض کرده‌ای؟» یا خیلی عصبانی بشود و در حالی که سالن‌ را ترک می کند یک چیزهایی زیر لب بگوید. علی‌الخصوص فیلمی مثل فروشنده که از حشو و زوائد و صحنه‌ها و گفته‌ها و حوادث اضافی و بی‌ربطش پیداست سازنده‌اش تازه از فرنگ برگشته»

همه این‌ها باعث نشد که فرهادی جوابی به افخمی و مواضعش بدهد و شاید این همان چیزی بود که در تمام این مدت افخمی انتظارش را داشت. با این حال مجری برنامه «هفت» هنوز هم از اینکه بتواند فرهادی را به واکنش وادار کند خسته نشده و نمونه‌اش یادداشتی که امروز در روزنامه «هفت صبح» منتشر کرده، یادداشتی که علی الظاهر درباره پیشرفت فیلم‌سازان جوان در ایران است اما از اواسط آن باز هم فرهادی مورد عتاب و خطاب قرار می‌گیرد.

افخمی باز هم در دفاع از فیلمسازان جوان به اینکه فیلم فرهادی شایسته رفتن به اسکار نبوده صحبت کرده و نوشته:«فیلم «فروشنده» که در ارزیابی و معرفی برای اسکار باید با دو تا از این هشت فیلم(ابد و یک روز و ایستاده در غبار) رقابت می‌کرد آنقدر کم می‌آورد که آقای فرهادی مجبور شد تقلب کند و قایمش کند و تا زمان زورچپان کردن آن به عنوان نماینده ایران در اسکار فیلم را در معرض تماشای عمومی قرار ندهد.»

اما این پایان نیش و کنایه‌های او به فرهادی نیست: «چون که معلم هستم و نمی‌توانم دست از عادت ناپسند نصیحت کردن بردارم این چند سطر را نه برای فیلمسازان جوان امسال بلکه برای فیلم اولی‌های سال‌های آینده می‌نویسم: ای فیلمساز بعد از این عزیز! بدان و آگاه باش که همه داستان‌ها گفته شده و طرح داستانی تازه و بدیع وجود ندارد. بنابراین سعی نکن تماشاچی را با داستانی که مثلا بدیع و غیرقابل پیش‌بینی است سورپرایز کنی. این کار آخر و عاقبت ندارد. یک بار جستی ملخک! دو بار جستی ملخک! آخر به دستی ملخک!»

و در پایان یادداشت هم به شیوه عجیبی نوشته خود را به فرهادی ربط داده و نوشته است: «اگر بنای داستان‌هایت را بر سورپرایز کردن تماشاچی بگذاری یکهو می‌بینی فیلمی ساخته‌ای که به جای تماشاچی خودت را سورپرایز می‌کند یعنی در اثر دیدن انبوه تماشاگرانی که به ریشت می‌خندند یا دنبالت می‌گردند تا پول بلیط‌شان را پس بگیرند جا می‌خوری و چه بسا مجبور شوی نامه‌ای درباره به درد آمدن قلب خودت در اثر مشاهده معتادان گورخواب بنویسی تا شاید یک مدتی حواس مردم پرت شود و خدا خدا کنی که زودتر آب‌ها از آسیاب بیفتد.»

به نظر می‌رسد بهروز افخمی دیگر حاضر نیست به نام نقد و تحلیل آثار فرهادی را مورد بررسی قرار دهد و هدف او از مواجه با فرهادی و آثارش تنها یک کلمه است: تخریب!

منبع: آی سینما

  تبلیغات